وقت مستی
پرم از دیوانگی
خنده ها و گریه های الکی
حال مستی
در کنار مطرب و ساقی خوش است
ورنه هرجا وقت تنهایی
شراب و شیره انگور هست
ساقیا
ساقیا سر مستیم با تو خوش است
جان من در جام می دست تو هست
مطربا
مطربا سازی بزن وصف دلم
شورو حالم
با تو صد چندان شود
با تو من جامی پیاپی میزنم
در کنارت
درد و غم از دل رود
ساقیا در دل نوای عاشقیست
مستیم حال خوش دیوانگیست
آمدم امشب به عشق تو
به سوی میکده
جرعه ای زان آب آتشگون بده
آنقدر مست و خرابم،
نیست پای رفتنم
تو همین جا
گوشه میخانه ات جایم بده