بی کران

بیا که خنده بزنیم و غم از جهان ببریم
ز جامِ عشق بنوشیم و حالِ زمانه بریم

نسیمِ عشق سر زد به کوچه‌های دلم
بیا که این عشق را تا کهکشان ببریم

تو خنده کن، که جهان هم به خنده می‌آید
من و تو خنده را تا اوجِ آسمان می بریم

باغِ احساسِ دلم پر شده از نورِ بهار
بیا که خنده به لب تا سحرگاهان، بِرَویم

نه فکرِ فردا و دیروز، حالِ ما خوش باد
که با تو می‌شود این لحظه را تا بی‌کران ببریم

ترانه‌سرا: مهتا قهرمان