بارون
دیدن تو مِثه بارون
پرِاز حس ترانست
وقت گفتن از نگاهت
دل من پر از بهانست
نگاه تو مثه خورشید
پشت ابرای سیاهِ
منو میبره تو رویا
مگه عاشقی گناهِ
با تو من قدم میزارم
توی کوچه زیر بارون
وقتی تو کنارم هستی
عاشقی میشه چه آسون
ساز گنجشکای خیسُ
صدای خِش خِش برگا
هم صدا میشن باهامون
زیر بارون حتی سنگا...